یه زمانی اوج نفرتمون به هم خلاصه میشد تو شعری که تو بازی ها میخوندیم...

از گوشه چشم با تکبر بینهایتمون نگاه طرف میکردیم میگفتیم:


انگشتر فیروزه خدا کنه بسوزه!